سوال و جواب در قبر و ملاقات با فرشتگان
از جمله چیزهایی که باید به آن اعتقاد داشت وجود ضروریات مذهب شیعه است سوال کردن منکرات است مسلما هر کس باید اعتقاد داشته باشد که در قبر سوال و جوابهایی صورت میگیرد ولی در مورد اینکه کیفیت این سوال و جواب ها چگونه است نظریات متفاوت است یکی میگوید بدن جسمانی مجرد به این سوال ها جواب میدهد و دیگری میگوید روح به این سوالات جواب میدهد. اما با علاقهای که بین روح و جسم وجود دارد جسم نیز تحت تاثیر قرار میگیرد ولی جواب سوال را باید از روایات و احادیث مختلف جستجو کنیم البته بیان صریحی وجود ندارد.
علامه مجلسی در جلد سوم بحارالانوار و حق الیقین فرموده از احادیث معتبر ظاهر میشود که سوال و فشار قبر در بدن اصلی صورت میگیرد و روح به تمام یا مقداری لز بدن برمیگردد که قدرت فهم سوال و جواب را داشته باشد.
سوال کردن از اعتقادات
کسانی که اعتقاد محکم و قوی داشته باشند به وحدانیت خداوند و رسالت حضرت محمد شهادت میدهند ولی ظالمان و کافران زبانشان گنگ میشود و همچنین بعضی از افراد هستند که از روی ترس به فرشتگان میگویند تو خدایی. ویا اظهار میدارند که مردم میگفتند که محمد(ص) پیامبر است یعنی از عهده جواب بر نمیآید، اگر جواب داد دری از سمت بالا باز میگردد و بر وسعت قبرش میافزاید ( یعنی در عالم برزخ که تا قیامت طول میکشد همیشه در آسایش است (1 ) و اگر از عهده جواب بر نیامد دری از جهنم برزخی به روی او باز میشود و شرارهای از آتش دوزخ قبرش را آتش میزند.
ملاقات با فرشتگان
هر قدر که مومن از سوال و جواب لذت میبرد و در آسایش است برای شخص کافر ابتدای بدبختی و شکنجه است آمدن فرشته ها برای کافران وحشتناک است زیرا در هنگام آمدن با یک صدای رعد میآید و چهرهای دارند که آتش از چشمانشان بیرون میزند و موهایشان به زمین کشیده میشود و با منظره ترسناکی با کافر روبرو میشوند.
کسانیکه یک عمر با خدا سر و کار نداشته و پول و ثروت خدای مطلق آنها بوده به همین خاطر است که نمیتوانند سوال ملائک را بدهند و بعضی افراد هستند که سوالهای عقاید را پاسخ میدهند ولی بر عهده سوالات اعمال برنمیآیند.
یکی از چیزهایی که ملایک حسابرس افراد را با آن مواخذه میکنند کردار است در جلد سوم بحارالانوار است که از یکی در باره عقایدش سوال کردندهمه را به خوبی جواب داد و درباره اعمالش نیز پرسیدند و آنها را نیز به خوبی جواب داد و سپس به او گفتند که یادت هست که روزی مظلومی را دیدی و به فریادش نرسیدی و دیدی که آبرویش را میریزند و مالش را میدزدند میتوانستی کمک کنی و نکردی و در اینجا بود که در پاسخ دادن درماند و به این وظیفهی خودش عمل نکرده بود و سپس به یکصد تازیانه مجازات شد و قبرش پر از آتش شد.
همدم ما در قبر که صدوق علیه الرحمه در کتاب صفال و امامی و معانی الاحبار از عاصم روایت کرده که با جمعی از قبیله بنی تمیم خدمت رسول خدا مشرف میشود و عرض میکند یا رسول خدا ما را یک موعظه کن زیرا ما بیابان گردیم و کمتر شما را میبینیم و پیامبر یکی از چیزهایی را که موعظه کرد : ای قیس یک همدم با تو دفن میگردد اگر یک قرین کریمی باشد تو را گرامی خواهد داشت و اگر لئیم باشد تو را وا خواهد گذاشت و محشور نمیشوی مگر از او، پس آنرا صالح قرار بده زیرا اگر صالح باشد با او انس خواهی گرفت و اگر فاسد باشد وحشت نخواهی کرد مگر از او، و آن همدم عمل توست.
پس همراه انسان پیش از مرگ و بعد از آن جز کردارهایش چیزی باقی نخواهد ماند. انسان در این عالم دنیا مهمانی است که اندکی نزد اهلش و سپس کوچ میکند، وبه جایگاه اصلی خودش میرود.(دستغیب شیرازی-سید عبدالحسین:1362 )
حسین دانشمند دانشگاه فرهنگیان استاد مربوطه آقای قیوم زاده